|
نسيم مهر |
|
رساله ی سه اصل
ملاصدرا از بزرگترین فیلسوفان اسلامی و سرآمد حکمای عصر خود در قرن یازدهم هجری بود که بیشتر شهرت او به خاطر «حکمت متعالی» است. «رساله ی سه اصل» یکی از آثار او به فارسی است که بر خلاف بیشتر آثارش درک مفاهیم مطرح شده در آن چندان دشوار نیست. پیامهای دیگران ()
پیروان موسی زمان را چه شد که گوساله پرست شدند؟ پیامهای دیگران ()
رمضان
رمضان تجلی و ابتسم - طوبی للعبد اذا اغتنم
پیامهای دیگران ()
بعد از دو هفته سفر بالاخره برگشتم آستین. وای که هیچ جا خانهی آدم نمیشود! پیامهای دیگران ()
توحید
«قولوا لا اله الا الله تفلحوا» ، رستگاری در گرو گفتن یک جمله! بعضی در معنی توحید میگویند: پرستش خدایی یگانه که خالق آسمانها و زمین و هر چه در آنهاست. من میگویم: پرستش تنها خدایی که هست. بین این دو تفاوت عمیقی است. در بین بشر بسیارند کسانی که خدایی یگانه را باور دارند، اما وقتی پای صحبتشان مینشینی و اوصاف خدایگانشان را میشنوی میبینی که چهقدر این خداها با هم متفاوت و بعضاً متضاد هستند. خدای یکی فرزند دارد، خدای یکی فقط بهشت دارد، خدای دیگری عادل و عالم است، آن خدای دیگر دست و پایش بسته است و قدرتی بر این دنیا ندارد. خدایگانی متعدد مخلوق ذهن بشر، که نمونههای مدرن همان سنگ و چوب تراشیده شدهاند. در حالی که خدایی هست احد و واحد که اگر وصفپذیر باشد جز صفاتی یکتا نمیشود برایش متصور بود. داستان فیل مولانا در اتاق تاریک را به ذهن نیاورید که قیاسی نامربوط است. پس پرستش هر خدای یگانهای توحید نیست، همانطور که پرستش یک بت یگانه. فقط پرستش آن یگانهی بهخصوص، آن الله معرفه که نمیشناسیمش، توحید به شمار میآید. پیش میآید که کودکان با خیالی از خدا بزرگ میشوند، نمیبایست که با این خیال بمیرند. در آن روز دیگر، همهی خداهای خیالی بیخاصیتند، وقتی که میخوانیشان و انگار که مردهاند. آن خدای خاص منزه است از همهی اوهام و خیالات بشر و اوصافی که ذهنهای قاصر حین خلقت خدای خویش به او نسبت میدهند. گاهی پرستش خدا میشود پرستش تصویر ساختهی ذهن و یاد او میشود تجسم ذهنی یک موجود خیالی و این توحید نیست. اصلاً بعید هم نیست که کسی این توهمات برخاسته از نفس را دریافتهایی عرفانی تعبیر کند و آن را مبنای عمل قرار دهد، چه سرانجام مسخرهای! برای یاد کردن و بندگی آن خدای خاص، همینکه بدانیم او خالق است کفایت میکند(؟) و لازم نیست چیزهایی را به او نسبت بدهیم که نمیدانیم و خود را به گمراهی بیاندازیم. باقیاش باشد برای بعد. پینوشت: انما اتخذتم من دون الله اوثانا مودة بینکم فی الحیوة الدنیا، ثم یوم القیامة یکفر بعضکم ببعض و یلعن بعضکم بعضا، و مأواکم النار و ما لکم من ناصرین. «و اما خواص قوم، آنها هم چه بسا به حجتى اعتماد کنند که در حقیقت هیچ حجیت ندارد، مثل اینکه بگویند: خدا بزرگ تر از آن است که حس انسانى بدان احاطه یابد، و یا وهم و یا عقل او را در خود بگنجاند، و چون چنین است، ما نمى توانیم در عبادت که یک نوع توجه است به او توجه کنیم، و لازم است چیز دیگرى را که مورد عنایت اوست از قبیل جن یا ملائکه بپرستیم، تا آنها ما را به خدا نزدیک کنند، و نزد او وساطت و شفاعت ما را کنند.» المیزان - ذیل آیهی فوق پیامهای دیگران ()
«مرا این عزت بس که برای تو بنده باشم، و مرا این فخر بس که تو برایم پروردگار. تو همانگونه هستی که من دوست میدارم، مرا هم همانگونه کن که تو دوست میداری.» در جامعهای دردآور زیست و رستگار شد. پیامهای دیگران ()
«وقتی میخواهید در راه خدا حرکت کنید، بدانید که راهی نیست که در آن شلنگتخته بیندازید. راه باریکی است و باید آن را بشناسید.» + آیات عظام صاحب فتوا هم میلغزند، دیگر چه انتظار از جوانان خام. پیامهای دیگران ()
یهود
یک روحانی ارتدکس یهودی در دانشگاه سخنرانی میکرد. بعضی حرفهایش برایم تازگی داشت. میگفت صهیونیسم که ترکیبی از ناسیونالیسم و ریسیسم است بدعت در دین است و باید از بین برود. میگفت آرمان یهود این است که روزی برسد که همهی انسانها به خدای یگانه ایمان بیاورند و در چنین روزی به سرزمین خود بازگردند، نه اینکه به زور کشور تشکیل بدهند. به سه عهدی که پس از رانده شدن از سرزمین مقدس بر دوش یهود گذاشته شده بود استناد میکرد. در تلمود-کتوبت آمده که: Three strong oaths mentioned in Ketubot 111a - 1. that the Jewish people are not allowed to ascend to Eretz Yisrael by force; 2. that the Jewish people are not allowed to rebel against the nations of the world; 3. that the Jewish people may not by their sins delay the coming of Moshiach, the Jewish messiah. و خوب بدیهی است که ایجاد کشور اسراییل عملی بر خلاف هر سه مورد و در نتیجه در تناقض با شریعت یهود است. در میان مهاجران به فلسطین ارتدکسها یا همان «یهودیان توراتی» نیز بودهاند. از همان اوایلی که صهیونیسم هنوز تازه داشت در ذهن روشنفکران یهودی شکل میگرفت به مخالفت برمیخیزند که هنوز به نتیجهای نرسیدهاند. نکتهی جالب دیگر این بود که نمیگفت «ید الله مغلولة» و به نظرش سایر یهودیانی که به حکمرانی خدا بر جهان اعتقادی ندارند از دین خارج بودند و برایشان ابراز دلسوزی میکرد. دربارهی پیامبری محمد هم پرسیدند که میگفت پیامبری را از زمانی به بعد قطع شده میداند و حتی بعضی را که سایر یهودیان پیامبر میدانند قبول ندارد. راه حل فلسطین را تشکیل یک کشور میدانست و یقین داشت که تشکیل دو کشور هرگز به صلح نمیانجامد، که بنا بر ایمانش چنین چیزی مغایر با ارادهی پروردگار و امری محال است. خلاصه به نظرم مصداق ۱۱۳-۱۱۵ آلعمران بود. اینم وبسایتشون. + پیامهای دیگران ()
بعضیها رو میبینم موقع انتخابات که میشه یا رای نمیدهند یا میروند سفید میاندازند و دلیلشون اینه که هیچ کاندیدایی به نظرشون شایسته نمیآد و نمیخواهند با رای دادن به کسی خدای نکرده اون رو تایید کرده باشند. به همین دلیل اگر نامزدی نباشد که دارای شرایط حداقلی باشد چنین رفتاری ازشان سر میزند. من تعجب میکنم. از چیزهایست که سر در نمیآرم. یعنی فکر میکنند بقیه که میروند رای میدهند دارند فردی را که در صندوق میاندازند تایید میکنند؟ من قضیه را اینگونه میبینم که یک مکانیزمی وجود دارد و در آن انتخابی انجام میگیرد و من وقتی حق رای دارم میتوانم در آن انتخاب موثر باشم. پس اگر تفاوت منفعت حاصل از دو گزینه ضربدر احتمال تعیین کننده بودن رای من از هزینهی شرکت در رایگیری بیشتر باشد حتماً میروم رای میدهم، حالا هر رایگیری ای میخواهد باشد. برای مثال میبینم در امریکا بعضی مسلمانان با این استدلال که رای دادن ما تایید حکومت ظالم است شرکت در انتخابات را کنار میگذارند. من یکی که اگر حق رای داشتم، حتی با وجود اینکه با همهی نامزدها ۱۰۰٪ تضاد منافع دارم، حتماً شرکت میکردم، پرایمریها رو هم میرفتم. آدم جنگ هم بخواهد بکند، در انتخاب کردن طرف درگیر چه جای کوتاهی؟ پیامهای دیگران ()
اگر تصویری که از سازمان سیا در ذهن دارید شبیه چیزی است که مثلاً mission impossible نشان میداد، بد نیست این را ببینید. اعتبار و توان سازمان را با توجه به منابعش میتوان شناخت. یک دانشجوی فقیر و بزهکار عراقی که خود را مهندس شیمی معرفی کرده بود، تنها منبع اطلاعاتی مورد استناد برای وجود آزمایشگاههای سیار سلاحهای بیوشیمیایی صدام بوده است. میخواستم بگویم دانشجوی پولدوست و بزهکار ایرانی هم فراوان یافت میشود. نیز میتوانید از میزان صحت اخبار رسانههایی که در آغاز جنگ عراق این داستانها را پروار میکردند ایدهای داشته باشید. راستش همین خبر هم معلوم نیست چهقدر راست باشد، شاید میخواهند گندی را که زدهاند با خراب کردن کاسه کوزهها سر یکی که تقصیری نداشته بپوشانند. ناگفته نماند که کار اصلی این سازمان پروپاگاندا و عملیات روانیست. + پینوشت: اینبار مهمان ویژهی الف جالب است: + پیامهای دیگران ()
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك |